محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
604
خلد برين ( فارسى )
خود پرداخته لشكرى قيامت اثر به تسخير آذربايجان و شروان روان ساخته و پادشاه ما با لشكر و سپاه به دفع فتنهء آن قوم گمراه قيام دارد اگر خبر اين شور و شر از آب آمويه گذر كند و به گوش ازبكان كم فرصت رسد بيم آن است كه سلاطين ايشان با يكديگر اتفاق نموده لشكر به خراسان كشند و بنا بر آن كه دار السلطنهء هرات پايتخت خراسان و امروز به جلوس شاهزادهء عالم و عالميان رشك فرماى معمورهء جهان است مناسب آن است كه همگى از راه اخلاص و صوفيگرى درآمده آن معموره را مركز دايرهء سعادت و اقبال شمريم و عليقلى خان را كه افسر سرافرازى دولت للگى آن حضرت بر سر و تشريف ايالت و بيگلربيگى گرى اين ولايت در بر دارد به مقتضاى مصلحت دولت روز افزون ، سر كرده و ريش سفيد و امير الامراء دانسته از هيچ راه طريق مخالفت وى نسپريم تا اگر خدا ناكرده حادثهاى روى نمايد چون از جانب پادشاه خود به امداد و اسعاد اميدوار نيستيم همگى با يكديگر از در اتفاق درآمده يكدل و يكزبان بر سر ولى نعمتزادهء خود جمعيت نمائيم و چنانچه شايان شيوهء ارادت و اخلاص باشد در ركاب آن حضرت ، دست جرأت به دفع مخالفان گشائيم ، چه اگر خبر مخالفت و ظهور نفاق و عدم اتفاق ما به طايفهء به درك ازبك رسد هر آينه باعث ازدياد جرأت و دليرى ايشان گرديده انواع مفاسد عظيمه روى نمايد . ديگر آن كه : بر جهانيان ظاهر و هويدا است كه در اين ايام زمام مهام سلطنت روز افزون و سررشتهء قبض و بسط نظام و انتظام دولت ابد مقرون در كف اختيار و قبضهء اقتدار ميرزا سلمان وزير و چند نفر از امراى سراپا حيله و تزوير است و ما و شما در حسب و نسب و سبق خدمات شايستهء آباء و اجداد اگر بيش از ايشان نباشيم كمتر از ايشان نخواهيم بود . هر گاه ايشان توانند كه به رتق و فتق مهام عراق و آذربايجان و دار المرز و فارس و كرمان قيام نمايند ما نيز مىتوانيم كه در ضبط و نسق خراسان آنچه مقرون به صلاح دولت ابد مدت باشد به تقديم رسانيم . اكنون شايسته و سزاوار آن است كه